|
|
|
|
|
شادروان مهندس محمدسعیدی مهندس محمدسعیدی، ای انسان خودساخته وای که خدمت به ناشنوایان را وظیفه خودشناخته گرچه بوداین عزیزوارسته خودناشنوا وهمچورهروی که هستش تیغ به پا لیکن کردطی ره را پا به تیغ فتح کردقله ی علم وافتخاررا تا ستیغ زان پس سعیدی دلسوزودردآشنا بودناشنوایان را حامی ومشکل گشا خادم فرهنگ وناشنوایان را معلم بود مجله «شکست سکوت » را مدیری عالم بود «کانون ناشنوایان مشهد» را سالها رهبری کرد حقوق ناشنوایان را همواره فریادگری کرد گرچه بود ز مقدس شهر خراسان لیکن خادم بود به کل ناشنوایان ایران هست «یزدانی » به فراقت نالان همیشه نکو ، نام تو ای «سعیدی» فراموش هرگز نمیشه شعر از اسلام یزدانی |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:52 توسط کانون ناشنوای مراغه
|
|
||
|
|
|
|
|
به اطلاع کلیه ناشنوایان وکانونها وانجمن هاونهادهای مرتبط با این عزیزان می رساند: کانون وتعاونی مسکن ناشنوایان مراغه به آدرس جدیدخودواقع در مراغه – خ موسوی –دربندمسجدطاق- پلاک 1+12 نقل مکان کرده است. ضمناّ ازتمامی این عزیزان درخواست می گرددجهت هرگونه مکاتبه با کانون وتعاونی مسکن ناشنوایان مراغه نامه های خود را به آدرس: مراغه- صندوق پستی 199-55136 ارسال نمایند. تلفکس کانون :2235420421
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:34 توسط کانون ناشنوای مراغه
|
|
||
|
|
|
|
|
به مناسبت اولین سالگرد درگذشت مرحوم محمد سعیدی
خاطره 1 باشادروان مهندس محمدسعیدی درسمینارروشهای آموزشی کودکان ناشنوا-بهارسال1374 –تهران اوایل بهار 1374 درست دراوج اختلافات طرفداران روش شفاهی درآموزش کودکان ناشنوا به سرکردگی آقای محمود پاکزاد دبیروقت کانون ناشنوایان ایران وطرفداران روش ارتباط کلی به رهبری آقای محسن لوح موسوی پدرزبان اشاره استاندارد فارسی ،فراخوانی جهت ارسال مقاله وشرکت درسمینار« روشهای آموزشی کودکان ناشنوا » که دردانشگاه علوم توانبخشی تهران برگزارمی شد ،به تبریزرسید ولی چون مهلت ارسال مقالات به اتمام رسیده ومن که مقالاتی درروزنامه های محلی وسراسری درجهت حمایت ازروش «ارتباط کلی» که با شرایط ونیازهای ویژه کودکان ناشنوا کاملاً منطبق بوده ،منتشرکرده بودم ، بسیار ناراحت ومغموم شدم ازاینکه نمی توانستم کاری انجام دهم ، با این همه درموعدمقرر به همراه آقایان : شادروان چنگیز بایقره بنیانگذارکانون ناشنوایان آذربایجانشرقی ، فریدخسروی ،رمضانی وشهامت بعنوان نمایندگان تبریزدرسمینارشرکت کردیم . برای اثبات حقانیت روش ارتباط کلی وکارآمدی آن ، جناب آقای لوح موسوی وهمکارانش زحمات بسیاری متحمل شده بودند تا این سمینار برگزارشود ولی متاسفانه خود آقای پاکزاد به رغم ارسال مقاله درسمینارحضورنیافتندوامانکته قابل اتکاءدیگرتشریف فرمایی خانم ثمینه باغچه بان (دخترشادروان استادجبارباغچه بان بنیانگذارآموزش وپرورش ناشنوایان ایران) ازآمریکا به ایران وشرکت ایشان درهمایش ودفاع ازکاربرد روش ارتباط کلی بودکه باعث شدمن ودوستانم امیدواری خودرا ازدست ندهیم ،با این همه وقتی که فهمیدم قراراست آقایان روزبه قهرمان وشادروان مهندس محمد سعیدی که خدا قرین رحمتش نماید، ازمشهدمقدس مقاله فرستاده وسخنرانی خواهندکرد،بسیارخرسندشدم . دراین سمینارخودآقای لوح موسوی هم به ایرادسخنرانی پرداختندوخانم ایران بهادری رابط خوب ودلسوزناشنوایان هم امورمترجمی را به نحواحسن انجام می دادند،اما آنچه جالب وقابل توجه بود،ارائه مقاله مستندومتکی به آماروارقام توسط شادروان مهندس سعیدی بودکه توانست عدم کارآیی روش شفاهی وبی ثمربودن آن را درآموزش ناشنوایان با دلیل وبرهان قاطع علمی ومنطقی وبه بهترین وجه به اثبات رساند .ایشان آماری ازدانش آموزان ناشنوای هنرستانهای مشهدمقدس ارائه دادندکه نشان می دادهیچکدام ازاین بچه ها نمی توانندازروش شفاهی که به اجبارمورد استفاده قرارمی گیرد ،بهره ای ببرندومعلوم می شدکه هرگزصحبتهای شفاهی وتوضیحات معلمان خود را متوجه نمی شوند ! واما ادای این جمله توسط آن شادروان که« این درست است که با استفاده ازروش شفاهی کودکان ناشنوا تا حدودی حرف زدنهای ناقص وناکامل را یاد می گیرند ،اما این حرف زدنهابه حرف زدنهای طوطی سخنگومی ماند،چراکه طوطی هم خیلی خوب حرف می زند،اما مغزش ازمفاهیم خالی است ونمی داند چه می گویدوفقط تقلیدمی کند ...» باعث کف زدنها وتشویق بی امان توسط تمام حضاروحتی طرفداران روش شفاهی ومخالفان روش ارتباط کلی نیزگردیدوجمعیت برای مدتی با کف زدنهای متوالی اورا تشویق می کردند .درآن لحظه که من در میان جمعیت نشسته ودرحال کف زدن بودم ،ناگهان نگاهم به آقای لوح موسوی افتادکه درردیف جلو نشسته بودوازآنچه دیدم به قدری شادومسرورشدم که برای مدتی غم ناشی ازتحمیل روش شفاهی برکودکان ناشنواونیزعدم ارائه مقاله توسط خودم رافراموش کردم ،چرا که آقای موسوی با رضایت خاطر وشادمانی تمام داشت برای شادروان مهندس محمد سعیدی دست می زد ... روحش شاد وراهش پررهروباد . خاطره 2 با شادروان مهندس محمدسعیدی درهمایش رؤسای کانونهای ناشنوایان کشوردرمشهدمقدس
اردیبهشت ماه سال 1385 بود ،آن سال آقای مهندس محمدسعیدی رئیس وقت کانون ناشنوایان خراسان وهمکارانش متحمل زحمات طاقت فرسایی شده بودندتا هشتمین همایش رؤسای کانونهای ناشنوایان کشوررابه بهترین وجه درمشهد برگزار نمایندوالحق که این همایش ازهرلحاظ جزوبهترین همایشهایی بودکه تا آن زمان توسط تشکلهای ناشنوایان درکشوربرگزارمی گردید. ازمراغه قرار بود من بعنوان رئیس کانون بهمراه نایب رئیس کانون خانم آمنه اسکویی اصل«همسراینجانب» دراین همایش شرکت نماییم وچون برنامه پروازها به گونه ای بود که یک روز قبل ازموعودمقرروراس ساعت 9شب به مشهدمی رسیدیم ،بنابراین برای جلوگیری ازبروز هرگونه مشکل وسرگردانی درمشهدیک روزقبل ازپروازبا کانون ناشنوایان آن شهرتماس گرفتیم وآقای سعیدی گفتندکه نگران نباشیم ومشتاقانه منتظرما خواهندبودتا مشکلی برایمان پیش نیایدوقراربراین شد به محض فروددرفرودگاه مشهدیکراست با تاکسی به کانون برویم ودرآنجا ایشان ترتیب کارها را بدهندواما متاسفانه روز حرکت به علت تاخیر هواپیما حدودساعت 11شب به مشهدرسیدیم و پس ازبحث وگفتگوبه این نتیجه رسیدیم که حتماآقای مهندس وهمراهانش با توجه به تاخیر بیش ازحدما راه خانه را در پیش گرفته ورفته اند ،به همین جهت تصمیم گرفتیم به خانه معلم مشهدرفته وبااستفاده ازکارت شناسایی معلمی خودمان شب را درآنجا بگذرانیم . عصرفردای آن روزکه به محل همایش رسیدیم ، دربدو ورود با استقبال گرم آقای سعیدی ودوستانش روبرو شدیم وایشان ضمن خوش آمدگویی گفتند که دیشب تا پاسی ازشب گذشته درکانون منتظر مابوده و نگران شده بودند که شایدخدای نکرده اتفاقی برایمان افتاده باشد !با شنیدن این حرف خیلی ناراحت شدم وبا اظهارشرمندگی فراوان ازایشان معذرت خواسته ودلایل نیامدنمان را توضیح دادم وگفتم که شب را درخانه معلم گذرانده ایم .گرچه ازاومعذرت خواهی کردم واو تنها با لبخندی ساده ودلنشین پاسخم را داد ،اما من هروقت به یاد این موضوع می افتم که ایشان علیرغم مشغله فراوان واینکه می بایست خود را برای استقبال ازمهمانان درروزبعدی وبرگزاری همایش 3روزه آماده می کرد ،اما درکمال جوانمردی وبزرگواری تا پاسی ازشب به انتظار ما نشسته بودند، خیلی ناراحت می شوم وازخودم بدم می آید ،بخصوص که این اواخرایشان دارفانی را وداع گفته وبه دیارحق شتافته اند ، یادآوری این موضوع بیش ازپیش اذیتم میکند هرچند که می دانم اوکوچکترین رنجشی ازاین موضوع پیدانکرده بود... . روحش شاد ونامش جاودانه باد .
خاطره ها ازاسلام یزدانی
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:53 توسط کانون ناشنوای مراغه
|
|
||