تبليغاتX
سایت اختصاصی کانون ناشنوایان مراغه
مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك دو سه روزي قفسي ساخته اند از بدنم

 

چهاردهم خرداد سالروز رحلت امام تسلیت باد.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 13:32  توسط کانون ناشنوای مراغه  | 

 

دخترکوچولوجلوی میزتوی دفترمدرسه نشسته است .به نظرهشت یا نه ساله می رسد.نگاهی جذاب و معصومانه داردوبا اولین نگاهی که بهش می اندازی خنده ی قشنگش را نثارت می کند.طوری که مجبورمی شوی با همه بداخلاقی وعصبانیت نیتی که داری ، جوابش را با لبخندپس دهی .نامش انیس است دوهفته نمی گذرد که به این مدرسه«ناشنوایان دکترخزائلی مراغه» آمده آنهم سه ماه مانوه به پایان سال تحصیلی !با این همه احساس می کنم دراین مدت علاقه عجیبی بهش پیدا کرده ام وهمانند دخترکوچکم که همسال اوست ، دوستش دارم . نام خانوادگی اش قربانی است وبه راستی که واقعاً قربانی شده است . بلی این دخترکوچولوقربانی تعصب کوروتفکرغلط کسانی شده که دررأس امرآموزش وپرورش ناشنوایان ایران قراردارند.لابدبا تعجب می پرسیدچرا ؟ اگرکمی صبرکنیدوماجرا به انتها برسد آنوقت خودتان می فهمید که چرا انیس قربانی شده است . البته این تنها انیس نیست که قربانی شده ومی شود، بلکه درسراسرکشورانیس های بسیارزیادی هستندکه همانندانیس داستان ما قربانی شده و یا بی سروصدا قربانی می شوند.

حدود سه یا چهار سال قبل ازاین ،انیس کوچولوبهمراه مادروپدرش برای ثبت نام وتحصیل بهمین مدرسه مراجعه می کنند وانیس که عاشق درس ومدرسه است شروع می کندوادامه می دهداما…

هنوزسه چهارماه نگذشته که والدین انیس به مدرسه آمده ودست دخترکوچکشان را می گیرند ومی برند.آنها درپاسخ مدیرومعلمان می گویندکه انیس برایاینکه بتواندحرف بزندو لبخوانی کند، بایددرمدرسه عادی درس بخواندو اگراین مدرسه بماندگفتارولبخوانی یادنگرفته واشاره می آموزد!

بدینوسیله انیس ازاین مدرسه می رود ودیگرخبری ازاو نمی رسد تا اینکه بعدازگذشته سه سال باردیگرانیس با مادرش به این مدرسه مراجعه می کنند آنها به این نتیجه رسیده اندکه انیس درمدرسه ناشنوایان بهترمی تواندپیشرفت کند.واما مدیرآنقدردلسوزاست که علیرغم چندماه مانده به پایان سال تحصیلی انیس را درمدرسه بپذیرد. تستها نشان می دهدکه انیس کلمه یا جمله ای یادنگرفته است وبسان یک دانش آموزآمادگی می ماند.

معلوم می شوددرمدرسه عادی بنا بدلایلی به انیس نمره های قبولی داده اندبدون اینکه چیزی بداندوحالا که کلاس دوم است ،ازکتابهای کلاس اول هم چیزی نمی داند.درنتیجه مجبورمی شونداورا به کلاس اول بازگردانند وخانم آمنه اسکویی سرپرست آموزش مدرسه که خودنیمه شنواست ،شخصاً کاررا با اوشروع می کندوقرار می شوددرباقیمانده سالتحصیلی وتابستان کلاس اول را دوباره بخواندوازمهرماه به کلاس دوم برود.اگرچه انیس می تواندتا حدودی حرف بزنداما ازنوشتن ساده ترین کلمات هم عاجزاست .این دخترک نگون بخت که چندسال ازعمرش بیهوده بهدررفته است بناچاربایدازصفرشروع کندو این درحالی است که مادرش چندین بار به گریه می افتدو... وقتی به مدیرمدرسه اعتراض می کنم که چرا اجازه داده ایدانیس را ببرندوچندسال ازعمرش را تلف کنند،جواب می دهدکه آن زمان نه تنها والدین انیس برخوردخوبی با ما نداشتند، بلکه هرموقع می خواستیم زنگ بزنیم وخواهان بازگشت انیس باشیم آنها تلفن را قطع می کردند .

آری والدین تقریبا متمول انیس برای پیشرفت هرچه بهتردخترناشنوایشان به مقامات بلندپایه آموزش ناشنوایان مراجعه می کنندوآنها مشاوره می دهندکه رازپیشرفت دخترک ناشنوایشان تحصیل درمدارس عادی است ومی گویندکه اگردرمدرسه ناشنوایان بماندبجزاشاره چیزی یادنمگیردونمی تواندحرف بزند!واین است که می بینیم انیس به مدرسه عادی تبعید می شود وآن هم بعدازاتلاف چند سال ازبهترین سالهای یادگیری اش دوباره به مدرسه ناشنوایان برگشته وازصفرشروع می کند،بدون اینکه چیزی یاد گرفته باشدواگرگفتارولبخوانی اش ازدانش آموزان مدرسه دکترخزائلی فراتررفته است ،لیکن به لحاظ یادگیری کلمات وجملات ومفاهیم ریاضیات وغیره هنوزدر ابتدای راه است ...

یکبارکه نگاهم به انیس افتاد، بلافاصله خنده قشنگش را تحویلم دادومن هم برایش لبخندزدم .به شوخی گفتم که می خواهیم اورا به مدرسه عادی برگردانیم دریک لحظه خنده ازصورتش محوشدوجای خودرا به غم وناراحتی داد .معلوم بودکه با یادآوری کابوس چندسال بودن درمدرسه عادی ناراحت شده است .به اوگفتم که شوخی کردم وکمی بعددوباره خنده جای اخم را درچهره اش گرفت ...

دوستان عزیز!داستان انیس کوچولو یک تراژدی عینی وقابل ملموس است وسندمحکمی است برتفکروتصمیم اشتباه مسئولین محترم واما ازمسئولین عزیزدرتهران وتبریز و هرجا که هستندعاجزانه تقاضا دارم یکبارهم که شده به این مدرسه سری بزنندوانیس قربانی شده را ازنزدیک ببینندتا ازنزدیک نتیجه پافشاریهای بی اساس خود را ببینند، شایدبخواست خدا فرجی حاصل شودو قوانین غلط آموزش ناشنوایان به دور انداخته شوند.

دست آویزقراردادن« الحاق ایران به کنواسیون جهانی حقوق معلولین» توسط مسئولین محترم نیز معضل جدید این اطفال معصوم می باشد.

چرا که بنا به ادعای سازمان آموزش وپرورش استثنایی کشور، چون یکی از بندهای این قراداد «بسط وتوسعه آموزش فراگیروهمگانی است » ودرنتیجه خودرا مجبورمی دانند که یا کودکان ناشنوا را به مدارس عادی بفرستند یا کودکان عادی را به مدارس ناشنوایان بیاورند،یعنی آموزش تلفیقی .درحالیکه مفهوم قرارداد نه تنها با این موضوع همخوانی ندارد بلکه در تضادومغایرت با آن نیز می باشد. چرا که توسعه آموزش فراگیروهمگانی یعنی اینکه باید برای همه من جمله کودکان ناشنوا فرصت آموزش متناسب با نیازها وامکانات خود را فراهم آوریم نه اینکه همین فرصت را ازاوبگیریم و وادارش کنیم بر خلاف نیازهای ویژه اش تحت تعلیم قرار بگیرد . بهترین روش برای آموزش ناشنوایان روش «ارتباط کلی» یعنی زبان اشاره توام با لبخوانی است که انشاءا.. با استفاده ازتجربیاتی که از انیس و همگروهانش بدست می آید ، شاهد قانونی شدن استفاده ازاین روش در مدارس ناشنوایان باشیم و ضمناً کودکان ناشنوا آزادانه در مدارس خویش مشغول به تحصیل باشند و کودکان عادی را هم بی جهت به مدارس ناشنوایان نیاورند . انشاءا... .

                                                                                اسلام یزدانی

                                  رئیس کانون ناشنوایان ومربی پرورشی آموزشگاه ناشنوایان دکترخزائلی مراغه

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 13:8  توسط کانون ناشنوای مراغه  | 

 

JavaScript Codes