تبليغاتX
سایت اختصاصی کانون ناشنوایان مراغه - شعر
مرغ باغ ملكوتم نيم از عالم خاك دو سه روزي قفسي ساخته اند از بدنم

شادروان مهندس محمدسعیدی

مهندس محمدسعیدی، ای انسان خودساخته

وای که خدمت به ناشنوایان را وظیفه خودشناخته

گرچه بوداین عزیزوارسته خودناشنوا

وهمچورهروی که هستش تیغ به پا

لیکن کردطی ره را پا به تیغ

فتح کردقله ی علم وافتخاررا تا ستیغ

زان پس سعیدی دلسوزودردآشنا

بودناشنوایان را حامی ومشکل گشا

خادم فرهنگ وناشنوایان را معلم بود

مجله «شکست سکوت » را مدیری عالم بود

«کانون ناشنوایان مشهد» را سالها رهبری کرد

حقوق ناشنوایان را همواره فریادگری کرد

گرچه بود ز مقدس شهر خراسان

لیکن خادم بود به کل ناشنوایان ایران

هست «یزدانی » به فراقت نالان همیشه

نکو ، نام تو ای «سعیدی» فراموش هرگز نمیشه

شعر از اسلام یزدانی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 10:52  توسط کانون ناشنوای مراغه  | 

 

JavaScript Codes